وقتی مسئله، فقط اعتراض نیست؛ بلکه آینده اعتماد است
به گزارش پایگاه خبری اخبار جزایر، در تحلیل رخدادهای اجتماعی سالهای اخیر، تمرکز بر «صورت مسئله» و نادیدهگرفتن «ریشه مسئله»، یک خطای پرتکرار بوده است. اعتراض، ناآرامی یا حتی خشونت خیابانی، خودِ مسئله نیست؛ نشانهای است از انباشت بحرانهایی که بهموقع دیده، شنیده و درمان نشدهاند.
جامعه ایران، جامعهای بیتفاوت یا بیهویت نیست. شواهد تاریخی و معاصر نشان میدهد همین جامعه، در بزنگاههای حساس، از انسجام ملی و منافع سرزمینی دفاع کرده است. اما همین جامعه، زمانی که احساس کند میان گفتار رسمی و واقعیت زیستهاش شکاف عمیق ایجاد شده، بهتدریج دچار فرسایش اعتماد میشود؛ فرسایشی که آرام، تدریجی و خطرناک است.
یکی از چالشهای جدی، تقلیلگرایی در فهم اعتراضات است. فروکاستن مطالبات اجتماعی به «معیشت» یا «تحریک بیرونی»، شاید در کوتاهمدت سادهکننده باشد، اما در بلندمدت، صورتمسئله را پیچیدهتر میکند. معیشت، کرامت، مشارکت، احساس دیدهشدن و امکان اصلاح، حلقههای یک زنجیرند. پارهشدن هر حلقه، کل زنجیر را از کار میاندازد.
از سوی دیگر، تأکید مداوم بر «دشمن خارجی» بدون ترمیم شکافهای داخلی، عملاً به همان چیزی کمک میکند که قرار است از آن جلوگیری شود. دشمنان ایران، بیش از هر چیز، روی ضعف سرمایه اجتماعی حساب باز کردهاند. هر جا جامعه احساس کند صدایش شنیده نمیشود، روایتهای جایگزین ـ حتی اگر مغرضانه باشند ـ قدرت نفوذ پیدا میکنند.
در این میان، نقش ساختار حکمرانی، صرفاً امنیتی یا واکنشی نیست. حکمرانی مؤثر، پیشدستانه است؛ یعنی پیش از آنکه نارضایتی به بحران تبدیل شود، نشانهها را میبیند، هشدارها را جدی میگیرد و اصلاحات را آغاز میکند. اصلاحاتی که صرفاً در سطح شعار، تغییر واژگان یا بازتعریف مفاهیم باقی نماند، بلکه در زندگی روزمره مردم قابل لمس باشد.
مسئله دیگر، امید به آینده است. جامعهای که چشمانداز روشنی برای بهبود تدریجی شرایط نداشته باشد، ناخواسته به سمت انتخابهای پرریسک سوق داده میشود. این یک واقعیت اجتماعی است، نه قضاوت ارزشی. حفظ امید، نه یک امتیاز سیاسی، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است.
اگر امروز برخی جریانهای معاند تلاش میکنند از نارضایتیها بهرهبرداری کنند، باید پرسید چه خلأیی این امکان را فراهم کرده است. پاسخ، ساده اما مسئولانه است: خلأ گفتوگوی واقعی، خلأ اصلاح بهموقع و خلأ اعتماد متقابل.
پرسش «تقصیر با کیست؟» اگر به دنبال مقصر واحد باشد، به بنبست میرسد. اما اگر بهعنوان نقطه آغاز اصلاح جمعی مطرح شود، میتواند راهگشا باشد. بازسازی اعتماد، شنیدن جامعه و پذیرش خطاهای سیاستی، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ حکمرانی است.
ایران، بیش از هر چیز، به بازسازی پیوند دولت و جامعه نیاز دارد. هر اقدامی که این پیوند را تقویت کند، مسیر نفوذ دشمنان را میبندد؛ و هر تعللی در این مسیر، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از اصلاحات امروز خواهد داشت.





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰