وقتی فاصله دولت ـ جامعه به مسئله امنیت ملی تبدیل میشود
اگر امروز دشمنان قسمخورده ایران با سرعت بیشتری به منافع شوم، مطامع پنهان و اهداف خطرناک خود نزدیک میشوند و اگر بخشی از جامعه، آگاهانه یا ناخواسته، در مسیر خواست آنان قرار میگیرد، پیش از آنکه صرفاً انگشت اتهام را به سمت بیرون بگیریم، لازم است با شجاعت و مسئولیتپذیری به درون بازگردیم.
تجربههای تلخ سالهای اخیر نشان داده است که شکاف میان جامعه و ساختار حکمرانی، اگر ترمیم نشود، به تدریج از یک مسئله اجتماعی به یک دغدغه امنیت ملی تبدیل میشود. جامعهای که احساس شنیدهنشدن، نادیدهگرفتهشدن و تحقیرشدن دارد، در برابر پیامهای مخرب، آسیبپذیرتر میشود؛ حتی اگر ذاتاً دلبسته این سرزمین باشد.
تقلیل اعتراضات اجتماعی به یک عامل واحد ـ چه اقتصادی و چه فرهنگی ـ نهتنها به حل مسئله کمک نمیکند، بلکه نشانهای از سادهسازی خطرناک واقعیت است. معیشت، کرامت، مشارکت و امید به آینده، اجزای بههمپیوسته یک مسئلهاند؛ حذف هر کدام، کل معادله را از کار میاندازد.
جامعهای که افق روشنی برای اصلاح تدریجی نمیبیند، ناخواسته به سمت صداهای بلندتر، روایتهای تندتر و مسیرهای پرهزینهتر سوق داده میشود. این یک هشدار است، نه تهدید. هشداری که اگر بهموقع شنیده نشود، هزینههای آن تنها متوجه معترضان یا حاکمیت نخواهد بود، بلکه منافع ملی را نشانه میگیرد.
امنیت پایدار، پیش از آنکه محصول برخورد سخت باشد، نتیجه اعتماد عمومی، گفتوگوی واقعی و اصلاحات قابل لمس است. دشمنان ایران دقیقاً روی فقدان همین سرمایه اجتماعی حساب باز میکنند؛ هر جا این سرمایه ترمیم شود، راه نفوذ بسته خواهد شد.
اگر امروز بخواهیم مسئولانه بپرسیم «تقصیر کیست؟» پاسخ نه در یک فرد و نه در یک نهاد خلاصه میشود. مسئولیت، جمعی است و راه برونرفت نیز از پذیرش همین مسئولیت آغاز میشود: شنیدن جامعه، بازسازی اعتماد و اصلاح پیش از آنکه دیر شود.
پایگاه خبری اخبار جزایر





























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰