مذاکره بهمثابه وقفه؛ نه توافق، نه صلح
به گزارش پایگاه خبری اخبار جزایر، مذاکرات اخیر ایران و آمریکا، که با میانجیگری عمان و در قالب گفتوگوهای غیرمستقیم دنبال شده، بیش از آنکه حامل نشانههای یک توافق قریبالوقوع باشد، بازتابدهندهی تغییری موقت در شیوه مدیریت تنش میان دو طرف است. مرور تحولات دو هفتهی گذشته نشان میدهد که دیپلماسی بار دیگر در جایگاهی نشسته که پیشتر تهدید نظامی و فشار حداکثری اشغال کرده بود؛ نه به دلیل حل اختلافات بنیادین، بلکه بهواسطهی ناکارآمدی گزینههای پرهزینهتر.
در این چارچوب، مذاکره نه بهعنوان نقطه پایان بحران، بلکه بهمثابه ابزاری برای کنترل زمان و مهار شرایط بحرانی عمل میکند. تجربههای پیشین نیز این واقعیت را تأیید کردهاند که گفتوگو، زمانی در دستور کار قرار میگیرد که توازن قوا اجازه تحمیل اراده یکجانبه را نمیدهد و هزینه تقابل مستقیم، از منافع احتمالی آن فراتر میرود. به همین دلیل است که دیپلماسی جایگزین فشار نظامی میشود، بیآنکه الزاماً به توافقی پایدار منتهی گردد.
مواضع رسمی ایران در این دور از مذاکرات، تداوم همان رویکرد محتاطانهای است که در سالهای اخیر نیز دنبال شده است. تهران بر حفظ حقوق هستهای خود، از جمله غنیسازی در داخل کشور، و رفع مؤثر و قابل راستیآزمایی تحریمها تأکید دارد و نشان داده که حاضر نیست این خطوط قرمز را در ازای وعدههای مبهم یا توافقهای ناپایدار کنار بگذارد. انتخاب قالب غیرمستقیم و پرهیز از گفتوگوی رو در رو با آمریکا نیز نشانهای از همین محاسبه دقیق است؛ محاسبهای که هدف آن کاهش فشار سیاسی و رسانهای، بدون عقبنشینی راهبردی است.
در سوی مقابل، ایالات متحده نیز اگرچه از ادامه مذاکرات سخن میگوید، اما همچنان در چارچوبی حرکت میکند که با بیاعتمادی عمیق ایران نسبت به تعهدات واشینگتن همراه است. سابقه خروج یکجانبه آمریکا از توافقات پیشین و ناتوانی در تضمین اجرای پایدار تعهدات، باعث شده است که هرگونه پیشرفت احتمالی با احتیاط مضاعف از سوی تهران دنبال شود. از این منظر، استمرار مذاکرات بیش از آنکه نشانه عزم جدی برای حلوفصل نهایی باشد، تلاشی برای جلوگیری از تشدید بحران در کوتاهمدت است.
در چنین شرایطی، تصور اینکه این گفتوگوها بهسرعت به توافقی جامع و پایدار منجر شود، چندان واقعبینانه نیست. نشانههای موجود بیشتر از آن حکایت دارند که مذاکرات فعلی، فضایی تنفسی برای هر دو طرف ایجاد کرده است؛ فضایی که در آن، زمان خریداری میشود، فشارها مدیریت میگردد و گزینه نظامی به تعویق میافتد. این وضعیت اگرچه میتواند به کاهش موقت تنشها کمک کند، اما بهخودیخود تضمینی برای حل ریشهای اختلافات نیست.
از منظر امنیتی و سیاسی، مهمترین دستاورد این دور از گفتوگوها را باید در کاهش احتمال درگیری مستقیم جستوجو کرد، نه در رفع تحریمها یا تغییر بنیادین روابط. تحریمها همچنان پابرجا هستند و آینده آنها به توافقی گره خورده که هنوز شکل نگرفته است. در مقابل، ایران نیز تلاش میکند ضمن حفظ ابتکار عمل، از گرفتار شدن در مذاکرات فرسایشی که دستاورد ملموسی ندارد، پرهیز کند.
مذاکرات ایران و آمریکا، دستکم در مقطع فعلی، نه نشانه آشتی است و نه مقدمه صلح پایدار. این گفتوگوها بیش از هر چیز، ابزاری برای مدیریت بحران و خرید زماناند؛ زمانی که اگر به هدف مشخصی نرسد، بهسادگی کنار گذاشته خواهد شد. در چنین نگاهی، لحظهای که دیپلماسی کارکرد خود را از دست بدهد، میتواند همان نقطهای باشد که معادلات بار دیگر به سمت گزینههای پرهزینهتر تغییر مسیر میدهند.
































ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰