ایرانِ مقتدر؛ میراث‌دارِ خونِ شهدا در مسیرِ عقلانیتِ استراتژیک

در روزهایی که ایران داغدارِ فقدانِ رهبران، فرماندهان و مردمِ بی‌دفاعِ خویش است، این یادداشت با تأکید بر ضرورتِ عقلانیتِ استراتژیک، وحدتِ ملی و پرهیز از تصمیماتِ هیجانی، بر حفظِ اقتدار، امنیت و رفاهِ مردم به‌عنوان مهم‌ترین مسیرِ پاسداری از خونِ شهدا و صیانت از آینده‌ی ایران تأکید می‌کند. یادداشتی با این موضوع به قلم سعید یحیایی، تحلیل‌گر مسائل استراتژیک بخوانید.

به گزارش پایگاه خبری اخبار جزایر، متن یادداشت بدین‌شرح است:

امروز که ایرانِ ما در سوگِ جانکاهِ رهبرِ فقید، حضرت آیت‌الله حسینی خامنه‌ای و فرماندهانِ دلاور و مردم مظلوم و بی‌دفاع خود می‌سوزد، قلبِ تک‌تکِ ما با داغی عمیق گره خورده است. این خون‌های پاک، شریان‌های حیاتیِ نظام و هویتِ ملی ما بودند و داغِ فقدانشان هیچ‌گاه از حافظه‌ی تاریخی این سرزمین پاک نخواهد شد. در این لحظاتِ خطیر که رهبرِ جدیدِ کشور، برای حفظِ تداومِ نظام و مصون ماندن از شرارت‌های دشمن، در فضایی امنیتی و دور از چشمِ بیگانگان سکانِ هدایت را در دست گرفته است، وظیفه‌ی ملی و انقلابیِ ما بیش از هر زمانِ دیگری سنگینی می‌کند. تاریخ امروز از ما می‌پرسد که چگونه باید از این میراث پاسداری کنیم که ایران، عزیزتر، مستقل‌تر و مقتدرتر از همیشه باقی بماند؟

 

پاسخِ این پرسش در «هوشمندی» نهفته است؛ چرا که دشمن با ترور، به‌دنبالِ دامن زدن به آشوب و بی‌ثباتی است. آن‌ها می‌خواهند با تحریکِ احساسات و کشاندنِ جامعه به رفتارهای تند و تصمیماتِ عجولانه، فضای ایران را به سمتِ تلاطم‌های غیرقابل‌جبران ببرند. هر تصمیمی که منجر به ورودِ کشور به جنگی فرساینده و حذفِ زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتیِ ایران شود، مستقیم بازی کردن در زمینِ دشمن است. در این مسیر، «همدلی، همبستگی و دوری از تفرقه» بزرگترین سد در برابرِ نفوذِ بیگانگان است؛ دو دستگی نه تنها خونِ شهدا را پاس نمی‌دارد، بلکه توانِ ملی را در برابرِ دشمنانِ خارجی تحلیل می‌برد. حفظِ صفوفِ فشرده و یکپارچگیِ ملی، پادزهرِ نقشه‌هایی است که برای به زانو درآوردنِ این مرز و بوم طراحی شده است.

 

ما بر سرِ حقِ دادخواهی و قصاصِ عاملانِ این جنایتِ بزرگ، هیچ تعارفی با هیچ قدرتی نداریم، اما «دادخواهی» باید در قامتِ یک «دولتِ مقتدر» و از طریقِ مجاریِ قانونی، پیگیری‌های بین‌المللی و ابزارهای هوشمندِ اطلاعاتی انجام شود، نه با ورود به مسیری که نتیجه‌اش تورمِ افسارگسیخته، فقر و سفره‌های خالیِ ایرانیان است. استقلالِ واقعی به معنای عزتمندی در تعامل با جهان و قدرتِ ملی است؛ نه کشوری که در محاصره، قحطی و انزوا فرو رفته باشد. عزتِ مردم، پیوندی ناگسستنی با رفاه و امنیتِ آن‌ها دارد.

 

باید به رهبریِ جدیدِ کشور فرصت داد تا با اشرافِ کامل و به‌دور از فشارهای هیجانی، راهِ «ایرانِ قوی» را ترسیم کند. بگذارید دشمن در تله‌یِ روانیِ خودساخته‌اش باقی بماند و شاهدِ استواریِ ما باشد. ما مسیرِ «عزتِ مقتدرانه» را برمی‌گزینیم؛ مسیری که در آن دادخواهی قاطع است و عقلانیتِ ما راهبردی. پاسداری از ۹۰ میلیون ایرانی، نانِ سفره‌های مردم و حفظِ تمامیتِ ارضی، وظیفه‌ای است که خونِ شهدا بر گردنِ ما نهاده است. ایرانِ قوی، ایرانی است که نه تنها خونِ رهبرانِ شهیدش را با اقتدارِ تمام بازپس می‌گیرد، بلکه با سربلندی، رفاه و توسعه، پرچمِ این سرزمین را در جهان برافراشته نگاه می‌دارد؛ این، تنها راهِ ادایِ دین به خونِ عزیزانی است که برای سرافرازیِ این خاک پر کشیدند.

سعید یحیایی