استعفای محمدرضا فرزین پذیرفته شد
به گزارش پایگاه خبری اخبار جزایر، کنارهگیری محمدرضا فرزین از ریاست بانک مرکزی ــ در صورت نهایی شدن ــ بیش از آنکه یک جابهجایی مدیریتی تلقی شود، حامل یک سیگنال روانی معنادار برای بازارهای مالی است.
فرزین در سالهای اخیر، در ذهن بخش قابل توجهی از فعالان اقتصادی، نماد سیاستهای دستوری، سرکوب مصنوعی نرخ ارز، تثبیتهای مقطعی و تصمیماتی بود که نهتنها به مهار تورم منجر نشد، بلکه شکاف میان نرخ رسمی و واقعیت بازار را عمیقتر کرد. از این منظر، خبر رفتن او ــ فارغ از آنکه چه کسی جایگزین شود ــ برای بازار به معنای پایان یک دوره سیاستگذاری کماثر و پرهزینه تلقی میشود.
رفتار بازار ارز نشان میدهد که در کوتاهمدت، خروج فرزین میتواند به تعدیل انتظارات تورمی منجر شود. بازار معمولاً پیش از آنکه به متغیرهای بنیادین واکنش نشان دهد، به تغییر در رأس سیاستگذاری پولی حساس است. کاهش هیجان خرید ارز، نه از سر بهبود شرایط اقتصادی، بلکه به واسطه تغییر فرماندهی و انتظار برای اصلاح رویکرد، یکی از نخستین پیامدهای چنین تغییری خواهد بود. حتی اگر کاهش معناداری در نرخها رخ ندهد، توقف یا کند شدن جهشهای هیجانی، محتملترین واکنش بازار تلقی میشود. بهبیان دیگر، رفتن فرزین معجزه نمیکند، اما میتواند نقش ترمز روانی بازار ارز را ایفا کند.
بازار طلا نیز که در اقتصاد ایران بهشدت تابع نرخ ارز و انتظارات تورمی است، از این تغییر بیتأثیر نخواهد بود. تضعیف عامل انتظارات، میتواند طلا را وارد فاز ثبات یا اصلاح نسبی کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بازار طلا، بهویژه در مقاطع تغییر سیگنالهای سیاستگذاری، سریعتر از سایر بازارها واکنش نشان میدهد؛ بهخصوص اگر پیامهای بعدی دولت، نشانهای از تغییر در سیاستهای پولی و ارزی داشته باشد.
ادعاهای بابک زنجانی و پیامدهای روانی آن در بازار
همزمان با این تحولات، بازگشت نام بابک زنجانی به فضای عمومی اقتصاد، به یکی از محورهای بحث در افکار عمومی و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. فارغ از گذشته پرحاشیه او، واقعیت این است که زنجانی امروز نه صرفاً یک فرد، بلکه نماد یک ادعاست؛ ادعای توان مدیریت شوک، تأمین منابع و عبور از گلوگاههای ارزی. اظهارات او درباره امکان کاهش نرخ دلار به سطوح پایینتر، بیش از آنکه یک عدد مشخص باشد، حامل یک پیام روشن به بازار است؛ اینکه بازار تشنه تصمیمگیر جسور است و از مدیران محتاط و کماثر عبور کرده است.
حتی اگر تحقق عدد مطرحشده محل تردید باشد، نفس این ادعا نشان میدهد مسأله اصلی اقتصاد ایران، کمبود فرمول و بخشنامه نیست، بلکه بحران اعتماد و فقدان جسارت در سیاستگذاری است. زنجانی ــ چه موافقانش و چه منتقدانش ــ بهخوبی میداند چگونه با بازار حرف بزند و انتظارات را شکل دهد. در اقتصادی که انتظارات، خود به یکی از عوامل تعیینکننده واقعیت تبدیل شدهاند، این توانایی، بهتنهایی یک مؤلفه اثرگذار محسوب میشود.
در مجموع، خروج فرزین در صورت تحقق، میتواند به آرامسازی نسبی بازار ارز و طلا منجر شود؛ دستکم در سطح روانی و انتظارات. تجربه بازار نشان داده است که واکنشها بیش از آنکه به تغییر افراد وابسته باشد، به تغییر رویکرد سیاستگذاری گره خورده است. در چنین فضایی، بازگشت چهرههایی مانند بابک زنجانی به کانون توجه، بیش از هر چیز نشانه یک خلأ جدی در تصمیمگیری جسورانه در ساختار رسمی اقتصاد است؛ خلأیی که اگر پر نشود، بازار خود برای آن بازیگر و روایت جایگزین میسازد.



























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰